بازگشت   اکیپ دات کام > سرگرمی و تفریح > گفتگوی آزاد
پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 2 هفته پیش   #11
adamak
عضو افتخاری اکیپ
 
پروفایل کاربری adamak
 
تاریخ عضویت: Oct 2012
سن: 62
نوشته ها: 535
ثروت: 7,162 تومان
تشکرها: 865
تشکر شده: 1,580
استاتوس: چون آدمک زنجیر....
نیکی کریمیرامبد جوانرضا عطاران
امروز یه جایی بودم که نباید می بودم
چیزایی شنیدم که نباید میشنیدم
مثلا فکر کن؛
ببینی یکی که خیلی دوسش داری داره خیانت میکنه به همسرش
تو فقط میبینی و لبخند می زنی!
ببینی یکی که شاید تو یه بازه زمانی الگوی تو بوده خیلی راحت اعتماد همسرشو فدا می کنه.
تو فقط به همسرش دروغ میگی!
چقدر از خودم بد میاد

+بلاخره یه وقتی یه جایی احساس یقمو میگیره و بازخواستم می کنه
حالا هی مجبورم حواسمو پرت کنم یه گوشه تا یادم بره امروز...):
شنبه - ۱۶ دی ۱۳۹۱
__________________
ما
كاشفان كوچه‌ي بن‌بستيم
حرف‌هاي خسته‌ای داريم
اين بار
پيامبري بفرست
كه تنها گوش كند

ویرایش توسط adamak : 2 هفته پیش در ساعت 08:08 PM
adamak هم اکنون آنلاین است.  پاسخ با نقل قول
افرادی که با این نوشته حال فرمودند: ALI, گندم
ماجراهای غضنفر در سرزمین عجائب
قدیمی 3 روز پیش   #12
adamak
عضو افتخاری اکیپ
 
پروفایل کاربری adamak
 
تاریخ عضویت: Oct 2012
سن: 62
نوشته ها: 535
ثروت: 7,162 تومان
تشکرها: 865
تشکر شده: 1,580
استاتوس: چون آدمک زنجیر....
نیکی کریمیرامبد جوانرضا عطاران


الان دو تا بچه های همسایه بغلیمونو مجبور کردم پیاده بریم تا سر خیابون فالوده بزنیم تو سرما
اونجا که رفتیم فهمیدم این دو تا بزغاله پول نیاوردن که من فالودشونو حساب کنم

بعدم رفتیم سوپری یخمک خریدیممم

کلا اینقدری که تو یک ساعت گذشته از دست این دو نفر لعن و نفرین شنیدم , شمر نشنیده

یک کار ِ یک هویی ِ یخمای ِخوب


شنبه - ۳۰ دی ۱۳۹۱
__________________
ما
كاشفان كوچه‌ي بن‌بستيم
حرف‌هاي خسته‌ای داريم
اين بار
پيامبري بفرست
كه تنها گوش كند
adamak هم اکنون آنلاین است.  پاسخ با نقل قول
افرادی که با این نوشته حال فرمودند: ALI, Disconnect, DNA
قدیمی یک روز پیش   #13
adamak
عضو افتخاری اکیپ
 
پروفایل کاربری adamak
 
تاریخ عضویت: Oct 2012
سن: 62
نوشته ها: 535
ثروت: 7,162 تومان
تشکرها: 865
تشکر شده: 1,580
استاتوس: چون آدمک زنجیر....
نیکی کریمیرامبد جوانرضا عطاران
طبق معمول خودم را پرت می کنم در دفتر تا نیشم را باز می کنم بگویم چاکر خانم نوران؛
به خ ِ خانوم که می رسم میبینم به جای خانم نوران, یک مرد ریشوی اخمو دارد با تلفن حرف می زند.....دستم که همان بالا خشک شده بود را می آورم پایین
ریشو که پُر لطفیست ته ریش داشت اما اخمو را بود
البته اگر کسی جفت پا بین نطق من هم می پرید در دفترم شاید من هم اخمو می شدم
اما من که دفتر نداشتم...پس فرض باطل است و حکم ثابت!
به هر حال سعی کردم خانم وار و سنگین و متین چهار قدم دیگر را بروم و روی صندلی بنشینم
بعد از یک نگاه کلی زل زدم به مرد ریشو ......نه ته ریش دار!.
در کنکاش این بودم که ابرویش را برداشته یا خود به خودی اینقدر مرتب است که یک دفعه سرش را آورد بالا و نگاهم کرد
پوزخندی زد و دوباره نگاهش را انداخت پایین و به حرف زدنش ادامه داد؛
تک سرفه ای می کنم که یعنی من و هیزی؟اشتباه دیده اید ریشو جان....من خودم برادر و پدر دارم
کفری شدم نمی دانم به خاطر هیزی خودم بود و مچ ِ گرفته شده ام یا پوزخند این ریشو...اصلا همان لیاقتت ریشوست
اصلا نگاه خودم است دلم می خواهد زل بزنم به مردم و هیز بازی در آورم ....والا
بلاخره تلفنش تمام شد با همان اخم و یک پوزخند جدید گفت:بفرمائید
من:سلام
جفت ابروهایش می پرد بالا که یعنی حالا یادت آمده سلام کنی؟
ریشو:سلام امرتون؟!
من با همان گیجی مخصوص خود:هان؟آهان.... برگه زده بودید یه کیف پول پیدا شده فکر کنم مال منه کیفم صورتی و چسبونکیه! البته دفترچمم گم شده اونم اینجاست؟.
ریشو:بله صبر کنید بیارم
من:مچکرم
کیف و دفترچه را با یک پوزخند جدیدتر میدهد به من
یک لحظه گفتم نکند لبش کج است؟شاید به همین خاطر ریش جا گذاشته....ای بابا چه گیری داده ام به این نیم سانت ریش ِ این نِفله!
من:خانم باغستانی گفتن بیام دفتر بپرسم چه مدارک و شرایطی میخواد اگر بخوام سطح سه و چهارو با هم بگیرم؟
ریشو با شک:چندسالتونه؟
من:جزو شرایطه؟
کفری شد...کیف کردم! بلاخره پوزخندش رفت
دفترچه ام را باز می کنم تا شرایط و مدارکش را بنویسم و او هم می گوید البته پوزخندش برگشته بود!
بلند می شوم و می گویم خیلی ممنون راستی خانم نوران دیگه نمیان؟
ریشو:چرا پس فردا ایشون هستن کاری باهاشون دارید؟.
من:کارم مربوط میشه به خودشون.....
چنان چشم غره ای به من رفت که گفتم چه شده حالا...
من:ای وای ببخشید یادم رفت بیارم!
گیج می پرسد:چیو؟
من:ارث باباتونو!انگاری طلب دارین...دفعه بعد میارم.روز خوش
ریشو باز کفری شد ولی با پوزخند عمیق تر و گفت :روز شما هم به نظرم بهتره به جای سطح گرفتن حواستونو جمع کنید که وسایلتونو جا نزارید و برید نقاشیتونو بکشید!
یک ابرویم می رود بالا حالا تیکه انداختن برای کیف پولم جای خود که در آن شکی هم نیست!....نقاشی کشیدن را از کجای دلش یا ریشش در آورد؟!
چشمانم را تنگ می کنم و می گویم:قانون ِ جدیده که منشیا تو کارای اعضا اظهار نظر کنن؟ و رویم را بر می گردانم و با لبخند می روم
دستم که به دستگیره ماشین می خورد آستین مانتویم کشیده می شود و خط خطی های خودکاری روی مچ دستم معلوم می شود..اخم می کنم!
می نشینم در ماشین مهناز خانم و دفترچه ام را در می آورم که شرایط سطح گرفتن را بگویم که میبینم روی جلد دفترچه یک چشم و ابرو کشیده ام اخمم بر می گردد
صفحه اش را که ورق می زنم می بینم در هیچ صفحه ای نیست که شکل و نقاشی و چشم و ابرو و مترسک و ستاره و گل و بلبل و ابر و باد و مه و فلک را نکشیده باشم! اخمم بیشتر می شود و یک نفس عمیق می کشم!
تا دم در خانه اخم دارم
به خانه که می رسم طبق معمول کوفته ریزه(برادرم) می چسبد به پایم تا می آیم بغلش کنم نگاهم گیر می کند به سیبیلی که با مازیک پشت لبش کشیده ام
دندان هایم را روی هم فشار می دهم و سعی می کنم صدای ریشو که در گوشم وز وز می کند بروم نقاشی ام را بکشم را نشنوم
کوفته ریزه امان را می زنم زیر بغل و محکم صورتش را می شورم تا پاک شود نقاشیم
جیغ ِ او و خل شدی های خاله ام را نشنیده می گیرم
به سمت اتاقم که می روم با دیدن آدمکی که روی در اتاقم کشیده بودم دیگر نمی توانم خنده ام را کنترل کنم
با خودم می گویم عه عه مردک ریشوی نِفله چه جوری با یک دیدار عمق فاجعه بودنم را فهمید
دوشنبه - ۲ بهمن ۱۳۹۱
__________________
ما
كاشفان كوچه‌ي بن‌بستيم
حرف‌هاي خسته‌ای داريم
اين بار
پيامبري بفرست
كه تنها گوش كند
adamak هم اکنون آنلاین است.  پاسخ با نقل قول
افرادی که با این نوشته حال فرمودند: ALI, DNA
قدیمی یک روز پیش   #14
Disconnect
سردسته اکیپ
 
پروفایل کاربری Disconnect
 
تاریخ عضویت: Aug 2012
محل سکونت: به هر جا که شود پرسه میزنم
نوشته ها: 2,513
ثروت: 18,363 تومان
تشکرها: 1,293
تشکر شده: 4,762
استاتوس: روزی که هرگزنمیرسد !
دیو ماستینجیمز هتفیلدتام آرایا
نوشته اصلی توسط adamak نمایش پست ها


الان دو تا بچه های همسایه بغلیمونو مجبور کردم پیاده بریم تا سر خیابون فالوده بزنیم تو سرما
اونجا که رفتیم فهمیدم این دو تا بزغاله پول نیاوردن که من فالودشونو حساب کنم

بعدم رفتیم سوپری یخمک خریدیممم

کلا اینقدری که تو یک ساعت گذشته از دست این دو نفر لعن و نفرین شنیدم , شمر نشنیده

یک کار ِ یک هویی ِ یخمای ِخوب


شنبه - ۳۰ دی ۱۳۹۱
یادت هست یه روز بهت گفتم منو فالوده مهمون کن؟؟؟؟
یادته چقد گدا بازی در آووردی؟ یادته اینقد بهونه آووردی که من بی خیال شدم؟؟؟
حالا میبینی خدا چه بلایی سر خسیسا میاره؟؟؟؟
__________________
من یه زخمیم مثال خیلیا که میبینیشون

تو این دنیا گلهای آرزوت و میچینیشون

ولی من ندارم هیچ آرزویی واسه موندن

ولی تو بازم . . . . . . . .
Disconnect هم اکنون آنلاین است.  پاسخ با نقل قول
افرادی که با این نوشته حال فرمودند: adamak, farbod
قدیمی یک روز پیش   #15
adamak
عضو افتخاری اکیپ
 
پروفایل کاربری adamak
 
تاریخ عضویت: Oct 2012
سن: 62
نوشته ها: 535
ثروت: 7,162 تومان
تشکرها: 865
تشکر شده: 1,580
استاتوس: چون آدمک زنجیر....
نیکی کریمیرامبد جوانرضا عطاران
نوشته اصلی توسط Disconnect نمایش پست ها
یادت هست یه روز بهت گفتم منو فالوده مهمون کن؟؟؟؟
یادته چقد گدا بازی در آووردی؟ یادته اینقد بهونه آووردی که من بی خیال شدم؟؟؟
حالا میبینی خدا چه بلایی سر خسیسا میاره؟؟؟؟
آره یادمه
خدایی همسایه ی چندین و چندساله رو با تو که من تو دوسال گذشته هنوز نفهمیدم چه شکلی هستی رو یه جور مقایسه می کنی مهندس؟
نه واقعا؟
__________________
ما
كاشفان كوچه‌ي بن‌بستيم
حرف‌هاي خسته‌ای داريم
اين بار
پيامبري بفرست
كه تنها گوش كند
adamak هم اکنون آنلاین است.  پاسخ با نقل قول
افرادی که با این نوشته حال فرمودند: ALI, Disconnect, farbod
قدیمی یک روز پیش   #16
Disconnect
سردسته اکیپ
 
پروفایل کاربری Disconnect
 
تاریخ عضویت: Aug 2012
محل سکونت: به هر جا که شود پرسه میزنم
نوشته ها: 2,513
ثروت: 18,363 تومان
تشکرها: 1,293
تشکر شده: 4,762
استاتوس: روزی که هرگزنمیرسد !
دیو ماستینجیمز هتفیلدتام آرایا
نوشته اصلی توسط adamak نمایش پست ها
آره یادمه
خدایی همسایه ی چندین و چندساله رو با تو که من تو دوسال گذشته هنوز نفهمیدم چه شکلی هستی رو یه جور مقایسه می کنی مهندس؟
نه واقعا؟
باو تن ادمی شریف است به جان ادمی نه همین لباس زیباست نشان آدمیت!
اونموقع فقط کافی بود 1000 تومن بدی دوتا فالوده شیرازی میخوردیم الان با 1000 تومن دوتا تفم نمیندازن کف دستمون فقط یکی میندازن تو دستمون!
تو باید با وجود درونی من ارتباط بر قرار کنی نه شکل و ظاهرم
بهر حال من این کینه از تو رو تا آخر عمرم به گور میبرم
__________________
من یه زخمیم مثال خیلیا که میبینیشون

تو این دنیا گلهای آرزوت و میچینیشون

ولی من ندارم هیچ آرزویی واسه موندن

ولی تو بازم . . . . . . . .
Disconnect هم اکنون آنلاین است.  پاسخ با نقل قول
افرادی که با این نوشته حال فرمودند: adamak, farbod
قدیمی یک روز پیش   #17
adamak
عضو افتخاری اکیپ
 
پروفایل کاربری adamak
 
تاریخ عضویت: Oct 2012
سن: 62
نوشته ها: 535
ثروت: 7,162 تومان
تشکرها: 865
تشکر شده: 1,580
استاتوس: چون آدمک زنجیر....
نیکی کریمیرامبد جوانرضا عطاران
نوشته اصلی توسط Disconnect نمایش پست ها
باو تن ادمی شریف است به جان ادمی نه همین لباس زیباست نشان آدمیت!
اونموقع فقط کافی بود 1000 تومن بدی دوتا فالوده شیرازی میخوردیم الان با 1000 تومن دوتا تفم نمیندازن کف دستمون فقط یکی میندازن تو دستمون!
تو باید با وجود درونی من ارتباط بر قرار کنی نه شکل و ظاهرم
بهر حال من این کینه از تو رو تا آخر عمرم به گور میبرم
منم از این غصه تا ابدیت غصه شب پا برهنه می خوابم
__________________
ما
كاشفان كوچه‌ي بن‌بستيم
حرف‌هاي خسته‌ای داريم
اين بار
پيامبري بفرست
كه تنها گوش كند
adamak هم اکنون آنلاین است.  پاسخ با نقل قول
افرادی که با این نوشته حال فرمودند: ALI, Disconnect
قدیمی یک روز پیش   #18
Disconnect
سردسته اکیپ
 
پروفایل کاربری Disconnect
 
تاریخ عضویت: Aug 2012
محل سکونت: به هر جا که شود پرسه میزنم
نوشته ها: 2,513
ثروت: 18,363 تومان
تشکرها: 1,293
تشکر شده: 4,762
استاتوس: روزی که هرگزنمیرسد !
دیو ماستینجیمز هتفیلدتام آرایا
نوشته اصلی توسط adamak نمایش پست ها
منم از این غصه تا ابدیت غصه شب پا برهنه می خوابم
مگه ی خواسته ی من چی بود؟ آزادی بیان که نمیخواستم! دنبال فمینیسم که نبودم! آزادی پوشش که نمیواستم! فقط یه کاسه فالوده! بخاطر یک مشت فالوده!
آخ خدا چه غریبی رو زمین! ( به من چه؟)
__________________
من یه زخمیم مثال خیلیا که میبینیشون

تو این دنیا گلهای آرزوت و میچینیشون

ولی من ندارم هیچ آرزویی واسه موندن

ولی تو بازم . . . . . . . .
Disconnect هم اکنون آنلاین است.  پاسخ با نقل قول
افرادی که با این نوشته حال فرمودند: adamak
قدیمی 23 ساعت پیش   #19
bahare
پایه ثابت اکیپ
 
پروفایل کاربری bahare
 
تاریخ عضویت: Dec 2012
محل سکونت: هنوز نمیدونم
سن: 23
نوشته ها: 234
ثروت: 2,111 تومان
تشکرها: 489
تشکر شده: 511
استاتوس: وعظی نیست
علایق:
singlewindows xpFire Foxericssonirancell
وقتی که یک ساعت تموم فقط داشتیم به هم نگاه میکردیم بدون هیچ حرفی و کلامی
__________________
کلمه دوست بسیار کلمه بزرگ و زیباییه :

د : دل دریایی

و : وفاداری

س : سعادت یکی شدن

ت : تایی که هیچوقت نباید بین من و تو باشه . . .
bahare آنلاین نیست.  پاسخ با نقل قول
افرادی که با این نوشته حال فرمودند: adamak
پاسخ
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش


olimpbet uz Melbet Mostbet