بازگشت   اکیپ دات کام > جستجوی انجمن ها
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 25 , از مجموع 98 جستجو: نویسنده پست: شکوفه های گیلاس
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
شعر های باران تقدیم به همه ی دوستان عزیز اکیپیم ...

شعر های باران تقدیم به همه ی دوستان عزیز اکیپیم
امید است خوشتون اومده باشه
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
بزن بارون که داغونم جنون عشق در خونم ...

بزن بارون که داغونم


جنون عشق در خونم


بزن پرپر کنم بارون


که عمرم شد چنان مجنون
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
صدای پایش آرام آرام به گوشم میرسد چیک چیک...

صدای پایش آرام آرام به گوشم میرسد

چیک چیک گونه ام را بوسید...

نم نم از گوشه چشمم چکید

بازهم خاطراتم زنده شد

من و تو به یاد باران یا شاید به یاد تو من و باران
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
داره بارون میاد کوچه بازم لبریز احساسه هنوزم...

داره بارون میاد کوچه بازم لبریز احساسه
هنوزم نم نم بارون صدای مارو میشناسه

همین دیروز بود انگار تو با من تو همین کوچه
میگفتی زندگیم وقتی تو با من نیستی پوچه

اهای بارون پاییزی کی...
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
نبودی حال و روزم دیدنی بود همه گفتن دارم از دست...

نبودی حال و روزم دیدنی بود
همه گفتن دارم از دست میرم
ولی حالا که برگشتی بفهمم
کسی جز من کنارت هست میرم
کسی جز من کنار تو نباشه
کسی توو انتظار تو نباشه
دلم میخواد بفهمم اینکه جز من
کسی توو گیر...
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
ببار بارون که اینجا شکل زندونه.. ببار بارون... ...

ببار بارون که اینجا شکل زندونه.. ببار بارون...
ببار بارون دل بی طاقتم خونه... ببار بارون...
ببار بارون ، یکی عشقش رو گم کرده
ببار بارون قرار گریه برگرده
از این بهتر نمیشه فکر من باشی
تو هم...
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
باز باران، با ترانه، با گهر های فراوان می...

باز باران،
با ترانه،
با گهر های فراوان
می خورد بر بام خانه.

من به پشت شیشه تنها
ایستاده
در گذرها،
رودها راه اوفتاده.
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
دو کاج(نسخه قدیم) در کنار خطوط سیم پیام ...

دو کاج(نسخه قدیم)

در کنار خطوط سیم پیام
خارج از ده ، دو کاج ، روییدند
سالیان دراز ، رهگذران
آن دو را چون دو دوست ، می دیدند
روزی از روزهای پاییزی
زیر رگبار و تازیانه ی باد
یکی از...
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در...

ترا من چشم در راهم
شباهنگام
که می گیرند در شاخ « تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم.
شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن...
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
زندگانی چه هوسناک است ، چه شیرین! چه برومندی...

زندگانی چه هوسناک است ، چه شیرین!
چه برومندی دمی با زندگی آزاد بودن،
خواستن بی ترس،حرف از خواستن بی ترس گفتن،شاد بودن!...
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
ریاد می زنم ، من چهره ام گرفته ! من قایقم...

ریاد می زنم ،
من چهره ام گرفته !
من قایقم نشسته به خشکی !
مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست ،
یک دست بی صداست ،
من ، دست من کمک ز دست شما می کند طلب،
فریاد من شکسته اگر در گلو ، وگر
فریاد من رسا...
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
من دلم سخت گرفته است از این میهمان‌خانه‌ی...

من دلم سخت گرفته است از این
میهمان‌خانه‌ی مهمان‌کش روزش تاریک
که به جان هم نشناخته انداخته است:
چند تن خواب آلود
چند تن ناهموار
چند تن ناهشیار...
انجمن: گفتگوی آزاد 11-03-2015
پاسخ ها: 2,608
نمایش ها: 155,098
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
می تَراوَد مَهتاب می درخشد شَب تاب، نیست یک...

می تَراوَد مَهتاب
می درخشد شَب تاب،
نیست یک دَم شِکَنَد خواب به چشمِ کَس ولیک
غَمِ این خُفته ی چند
خواب در چشمِ تَرَم می شکند.
نگران با من اِستاده سَحَر
صبح می خواهد از من
کز مبارکْ دَمِ او...
انجمن: شعر و منظومه 08-31-2014
پاسخ ها: 0
نمایش ها: 693
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
كجا باید رفت؟.....

كجا باید رفت؟.....
ز كه باید پرسید؟!!!
واژه عشق و پرستیدن چیست؟
جان اگر هست چرا در من نیست؟
من كه خود می دانم ..
راه من راه فناست
قصه عشق فقط یك رویاست....
اه ای راه سكوت...
اه ای ظلمت...
انجمن: داستان کوتاه 08-31-2014
پاسخ ها: 3
نمایش ها: 960
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
بودا و زن هرزه

بودا به دهی سفر كرد ...
زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.
كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه...
انجمن: داستان کوتاه 08-31-2014
پاسخ ها: 0
نمایش ها: 746
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
داستان دو مرد

[Only registered and activated users can see links]دو مرد هر دو به شدت بیمار بودند در یک اتاق دو تخته در بیمارستان بستری بودند یکی دراین روی اتاق و دیگری در ان طرف اتاق یکی از آن دو اجازه داشت که روزی یک ساعت...
انجمن: عکس و تصاویر خنده دار 08-18-2014
پاسخ ها: 20
نمایش ها: 2,325
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
مطالب خیلی با حال بود ای ول از وقتی نبودم سایت...

مطالب خیلی با حال بود
ای ول از وقتی نبودم سایت فرق چندانی نکرده
بچه ها بزرگ شدن درختا شکوفه زدن
بیخیال فقط خواستم ابراز وجود کنم
واقعاتابستون سختیه بود برام البته هنوز تموم نشده:grr:grr:grr
انجمن: شعر و منظومه 04-29-2014
پاسخ ها: 0
نمایش ها: 931
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
وقتی دلت خسته شــد،

وقتی دلت خسته شــد،
دیگر خنده معنایی ندارد
فـقـط می‌خندی تا دیگران، غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد!

وقتی دلت خسته شــد،
دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی‌کنند
فـقـط گریه...
انجمن: شعر و منظومه 04-29-2014
پاسخ ها: 0
نمایش ها: 743
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
احساس قشنگ

وقتی گریه کردم گفتند بچه ای!
وقتی خندیدم گفتند دیوانه ای!
وقتی جدی بودم گفتند مغروری!
وقتی شوخی کردم گفتند سنگین باش!
...
انجمن: داستان کوتاه 04-29-2014
پاسخ ها: 0
نمایش ها: 878
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
بال هایت را کجا جا گذاشته ای؟؟؟

پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : اما من درخت نیستم، تو نمی توانی روی شانه من آشیانه بسازی.
پرنده گفت: من فرق درخت ها و آدمها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و...
انجمن: داستان کوتاه 04-29-2014
پاسخ ها: 0
نمایش ها: 839
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
فرشته فراموش کرد.

فرشته فراموش کرد.
فرشته تصمیمش را گرفته بود. پیش خدا رفت و گفت:
خدایا، می‌خواهم زمین را از نزدیک ببینم. اجازه می‌خواهم و مهلتی کوتاه. دلم بی‌تاب تجربه‌ای زمینی است.
خداوند درخواست فرشته را...
انجمن: شعر و منظومه 04-29-2014
پاسخ ها: 0
نمایش ها: 762
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
گاهی

گاهی دلت بهانه‌هایی می‌گیرد که خودت انگشت به دهان می‌مانی...
گاهی دلتنگی‌هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می‌کنی...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده‌ات!
گاهی دلت نمی‌خواهد دیروز را به...
انجمن: شعر و منظومه 04-29-2014
پاسخ ها: 0
نمایش ها: 785
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
مادر

فرزند عزیزم :


آن زمان که مرا پیر و ازکار افتاده یافتی،

اگر هنگام غذا خوردن لباس...هایم را

کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را

بپوشم
انجمن: شعر و منظومه 04-29-2014
پاسخ ها: 0
نمایش ها: 674
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
یادمان باشد

یادمان باشد



به دل كوزه آب



كه بدان سنگ شكست . . .بستی از روی محبت بزنیم
انجمن: شعر و منظومه 04-29-2014
پاسخ ها: 0
نمایش ها: 720
نوشته شده توسط شکوفه های گیلاس
همه آدم ها زخم خورده اندهمه آدم ها زخم خورده اند

فقط ما نیستیم که زخم خورده ایم . همه آدم ها زخم خورده اند ..
به هر کس که نگاه می کنم ، آن که دوستم دارد ، آن که می خواهد سر به تنم نباشد
به رنگ آمیزی لباس هاشان که نگاه می کنم. به نگاه شان که گیر...
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 25 , از مجموع 98